[[{"content_id":84621,"content_number":0,"portal_id":5,"lang_id":"fa","content_title":"شهید شاخص سال ۹۴ طیبه واعظی","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"مرا بکشید ولی چادرم را بر ندارید","content_summary_fill":1,"content_body":"شیرزنی از خمینی شهر\r\nشهید شاخص سال ۹۴ طیبه واعظی : مرا بکشید ولی چادرم را بر ندارید\r\n\r\n\r\nزندگینامه شهید طیبه واعظی شهید شاخص بسیج در سال 94\r\n\r\n&nbsp;طیبه واعظی دهنوی در سال 1337 در یکی از روستاهای اصفهان متولد شد. او در خانواده ای مذهبی و فقیر رشد کرد و به همین علت خیلی زود با درد و رنج مردم مستضعف آشنا شد. در سن 7 سالگی خواندن قرآن را در خانه پدرش آموخت. در سال 1350 طیبه با پسر خاله مجاهدش ابراهیم جعفریان ازدواج نمود، و این نقطه عطفی در زندگی او بود و همین ازدواج بود که مسیر زندگی او را به طور کلی دگرگون ساخت و او را وارد مرحله ای نوین نمود. طیبه با کمک شوهرش به مطالعه عمیق کتب مذهبی و آگاه کننده و تفسیر قرآن پرداخت و چون ابراهیم همان صداقت و ایمانی را که لازمه یک فرد مبارز است در وجود طیبه یافت او را در جریان مبارزات تشکیلاتی قرار داد و طیبه به عضویت گروه مهدیون در آمد.\r\nبه خاطر مبارزه با شاه و تحت تعقیب بودن شوهرش از سال 1354 به زندگی مخفی روی آورد، ولی در نهایت در 30 فرودین 1356 پس از دستگیری شوهرش، دستگیر شد و خواهر شوهرش، فاطمه جعفریان که او هم مبارز بود در این روز کشته شد.\r\nدر سال 1354 به علت تعقیب ساواک با اتفاق همسر و کودک شیرخواره اش زندگی مخفی را انتخاب نمودند.\r\nروز سی ام فروردین 56، در پی دستگیری یکی از اعضای گروه در تبریز، یکی از گشت های بازرسی به ابراهیم مشکوک شد و او را دستگیر کرد. در بازرسی بدنی او اجاره خانه ی منزل تبریز را پیدا نمودند و خانه تحت نظر قرار می گیرد.\r\nطبق قرار قبلی که ابراهیم و طیبه داشتند اگر ابراهیم دیر به خانه می آمد، طیبه می بایست اسناد و مدارک را می سوزاند و خانه را ترک می کرد. طیبه همین کار را انجام داد، غافل از آنکه خانه زیر نظر است.\r\nصبح بر سر قرار با برادرش مرتضی می رود، غافل از آنکه مأموران در پی او هستند. در قرار با مرتضی ماجرای نیامدن ابراهیم را می گوید و بدین ترتیب، مرتضی هم شناسایی می شود. سپس به خانه باز می گردد تا خانه را از نارنجک و اسلحه پاکسازی کند غافل از اینکه ساواک منتظر اوست.\r\nطیبه پس از اتمام فشنگ هایش به همراه فرزند چهار ماهه اش مهدی دستگیر می شود و با دستگیری طیبه، مرتضی که از دور شاهد ماجرا بود در دفاع از طیبه به مأموران شلیک می کند و در درگیری به شهادت می رسد. از خانه طیبه برگه اجاره خانه مرتضی را پیدا می کنند و به خانه آنها می روند. فاطمه جعفریان همسر مرتضی حدود سه ساعت مقاومت کرد اما او نیز به شهادت رسید.\r\nوقتی ساواک طیبه را دستگیر و به دست هایش دستبند زده بودند، گفته بود: مرا بکشید ولی چادرم را برندارید.\r\nطیبه، ابراهیم و پسرشان محمدمهدی را پس از دو چند روز شکنجه از تبریز به کمیته تهران منتقل می کنند و یک ماه تمام آنها را زیر سخت ترین شکنجه ها قرار می دهند و سرانجام در سوم خرداد 56 زیر شکنجه به شهادت می رسند.\r\nروز سوم اردیبهشت روزنامه ها خبر شهادت فاطمه و مرتضی را نوشتند ولی دیگر از ابراهیم خبری نشد و بعد از پیروزی انقلاب خانواده از عروج او و طیبه با خبر شدند.\r\nمحمدمهدی فرزند خردسال آنها توسط ساواک به پرورشگاهی سپرده شد و گفته بودند که پدر و مادر این کودک بر اثر اعتیاد فراوان از دنیا رفته اند و برای اینکه کسی او را نشناسد، نام او را شهرام گذاشته بودند. دو سال بعد فرزند آنها با پیگیری های فراوان در پرورشگاه پیدا شده و به آغوش خانواده باز می گردد.","content_html":"<p style=\"text-align:justify;\"><strong><span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-family:tahoma;\">شیرزنی از خمینی شهر<\/span><\/span><\/strong><br \/><span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-family:tahoma;\">شهید شاخص سال ۹۴ طیبه واعظی : مرا بکشید ولی چادرم را بر ندارید<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><br \/><span style=\"font-size:small;\"><strong><span style=\"font-family:tahoma;\">زندگینامه شهید طیبه واعظی شهید شاخص بسیج در سال 94<\/span><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"> <span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-family:tahoma;\">طیبه واعظی دهنوی در سال 1337 در یکی از روستاهای اصفهان متولد شد. او در خانواده ای مذهبی و فقیر رشد کرد و به همین علت خیلی زود با درد و رنج مردم مستضعف آشنا شد. در سن 7 سالگی خواندن قرآن را در خانه پدرش آموخت. در سال 1350 طیبه با پسر خاله مجاهدش ابراهیم جعفریان ازدواج نمود، و این نقطه عطفی در زندگی او بود و همین ازدواج بود که مسیر زندگی او را به طور کلی دگرگون ساخت و او را وارد مرحله ای نوین نمود. طیبه با کمک شوهرش به مطالعه عمیق کتب مذهبی و آگاه کننده و تفسیر قرآن پرداخت و چون ابراهیم همان صداقت و ایمانی را که لازمه یک فرد مبارز است در وجود طیبه یافت او را در جریان مبارزات تشکیلاتی قرار داد و طیبه به عضویت گروه مهدیون در آمد.<br \/>\nبه خاطر مبارزه با شاه و تحت تعقیب بودن شوهرش از سال 1354 به زندگی مخفی روی آورد، ولی در نهایت در 30 فرودین 1356 پس از دستگیری شوهرش، دستگیر شد و خواهر شوهرش، فاطمه جعفریان که او هم مبارز بود در این روز کشته شد.<br \/>\nدر سال 1354 به علت تعقیب ساواک با اتفاق همسر و کودک شیرخواره اش زندگی مخفی را انتخاب نمودند.<br \/>\nروز سی ام فروردین 56، در پی دستگیری یکی از اعضای گروه در تبریز، یکی از گشت های بازرسی به ابراهیم مشکوک شد و او را دستگیر کرد. در بازرسی بدنی او اجاره خانه ی منزل تبریز را پیدا نمودند و خانه تحت نظر قرار می گیرد.<br \/>\nطبق قرار قبلی که ابراهیم و طیبه داشتند اگر ابراهیم دیر به خانه می آمد، طیبه می بایست اسناد و مدارک را می سوزاند و خانه را ترک می کرد. طیبه همین کار را انجام داد، غافل از آنکه خانه زیر نظر است.<br \/>\nصبح بر سر قرار با برادرش مرتضی می رود، غافل از آنکه مأموران در پی او هستند. در قرار با مرتضی ماجرای نیامدن ابراهیم را می گوید و بدین ترتیب، مرتضی هم شناسایی می شود. سپس به خانه باز می گردد تا خانه را از نارنجک و اسلحه پاکسازی کند غافل از اینکه ساواک منتظر اوست.<br \/>\nطیبه پس از اتمام فشنگ هایش به همراه فرزند چهار ماهه اش مهدی دستگیر می شود و با دستگیری طیبه، مرتضی که از دور شاهد ماجرا بود در دفاع از طیبه به مأموران شلیک می کند و در درگیری به شهادت می رسد. از خانه طیبه برگه اجاره خانه مرتضی را پیدا می کنند و به خانه آنها می روند. فاطمه جعفریان همسر مرتضی حدود سه ساعت مقاومت کرد اما او نیز به شهادت رسید.<br \/>\nوقتی ساواک طیبه را دستگیر و به دست هایش دستبند زده بودند، گفته بود: مرا بکشید ولی چادرم را برندارید.<br \/>\nطیبه، ابراهیم و پسرشان محمدمهدی را پس از دو چند روز شکنجه از تبریز به کمیته تهران منتقل می کنند و یک ماه تمام آنها را زیر سخت ترین شکنجه ها قرار می دهند و سرانجام در سوم خرداد 56 زیر شکنجه به شهادت می رسند.<br \/>\nروز سوم اردیبهشت روزنامه ها خبر شهادت فاطمه و مرتضی را نوشتند ولی دیگر از ابراهیم خبری نشد و بعد از پیروزی انقلاب خانواده از عروج او و طیبه با خبر شدند.<br \/>\nمحمدمهدی فرزند خردسال آنها توسط ساواک به پرورشگاهی سپرده شد و گفته بودند که پدر و مادر این کودک بر اثر اعتیاد فراوان از دنیا رفته اند و برای اینکه کسی او را نشناسد، نام او را شهرام گذاشته بودند. دو سال بعد فرزند آنها با پیگیری های فراوان در پرورشگاه پیدا شده و به آغوش خانواده باز می گردد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-family:tahoma;\"><img alt=\"\" src=\"\/parameters\/tvu.ac\/modules\/cdk\/upload\/content\/portal_content\/Image\/Basij\/Vaezi_1.jpg\" style=\"height:425px;width:600px;\" \/><\/span><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:small;\"><span style=\"font-family:tahoma;\"><img alt=\"\" src=\"\/parameters\/tvu.ac\/modules\/cdk\/upload\/content\/portal_content\/Image\/Basij\/Vaezi_2.jpg\" style=\"height:425px;width:600px;\" \/><\/span><\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2015-04-15 11:22:09","content_date_event":"2015-04-15 11:22:09","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-04-27 10:19:44","content_date_register":"2015-04-15 11:22:09","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":3014,"eid":3040,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_150_50.webp","300":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_300_100.webp","400":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_300_100.webp","600":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_300_100.webp","900":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_300_100.webp","1200":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_300_100.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3827391512,"files":{"original":{"url":".\/file\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512.jpg","width":300,"height":100,"size":0}}}],"images":[{"id":17687,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_150_50.webp","300":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_300_100.webp","400":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_300_100.webp","600":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_300_100.webp","900":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_300_100.webp","1200":".\/cache\/5\/attach\/201512\/17687_3827391512_300_100.webp"},"file_size":15274,"width":300,"height":100,"show_title":1,"title":"شهید شاخص سال ۹۴ طیبه واعظی 2","priority":0},{"id":2969,"file_media":1,"ext":"gif","file_header":"image\/gif","original":".\/file\/5\/attach\/201504\/2969_4197118462.gif","sizes":{"150":".\/file\/5\/attach\/201504\/2969_4197118462.gif","300":".\/file\/5\/attach\/201504\/2969_4197118462.gif","400":"file\/5\/attach20150441971184622969.gif","600":"file\/5\/attach20150441971184622969.gif","900":"file\/5\/attach20150441971184622969.gif","1200":"file\/5\/attach20150441971184622969.gif"},"file_size":64544,"width":269,"height":391,"show_title":1,"title":"شهید شاخص سال ۹۴ طیبه واعظی","priority":1}]}]]